ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
نورالدین مشكور فرزند مرحوم شیخ محمدجواد بن العلامه شیخ مشكور نجفى حولاوى در حدود سال 1333 قمرى در نجف اشرف متولد شده و در دامن و بیت والدش شیخ محمدجواد مشكور كه از علماء نجف و شوهر خواهر عالم عابد آیت‏اللَّه حاج شیخ على زاهد قمى نجفى معروف (امام مسجد هندى نجف اشرف) كه دختر عموى شیخ مشكور بود كه نامزد او شده و او براى زیارت آمده بود و او را خواستگارى كرد و با او ازدواج نمود. پس براى او دو دختر آورد یكى مادر عبدالكریم و محمدرضا و مرتضى و مجتبى مشكور شد كه ساكن مشهد هستند. فرزندان شیخ تقى مشكور پسرعموهایى شیخ مشكور مى‏باشند. پس شوهر او از دنیا رفت و او با برادرش شیخ على قمى نجفى به نجف آمده و شیخ مشكور او را خواستگارى كرده و او را پذیرفت. پس براى او فرزندى آورد موسوم به حسین و فرزندان دیگرى كه همه آنها از دنیا رفتند جز او حسین ماندند او هم براى این بود كه قبل از ولادتش پدرش مسافرت كرده بود و او در مجلس عزادارى حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام بسیار گریه مى‏كرده پس نذر نموده اگر فرزندش پسر بود او را حسین بنامد. پس او را حسین نامید و او سخت مریض شد پس پدر و مادرش براى او قربانى كرده و روزه گرفتند كه خدا او را شفا دهد و خداوند دعاى آنها را اجابت و او را شفا بخشید. و شیخ مشكور معروف به بزرگوارى و دوستار خیر و احسان به خلق خدا بوده است. روزى در وادى السلام مردى را دید كه از قبر ابن ملجم مرادى اشقى‏الاولین والاخرین مى‏پرسید پس به او مى‏گوید بیا تا او را به تو نشان دهم پس او را به حفره‏اى برده و مى‏كشد و به جهنم مى‏فرستد پیش ابن ملجم مرادى ملعون و در مراجعت به یك شرطه (پلیس) برمى‏خورد. و از او مى‏پرسد: رفیق تو كو؟ مى‏گوید: من تنها بودم. مى‏گوید: خیر من دیدم شما دو نفر بودید. مى‏گوید: سگى با من بود كه اذیت مى‏كرد پس او را كشتم. او مى‏گوید: خیر انسانى با تو بود. پس به او مى‏گوید: خیر سگ بود. مى‏گوید: برویم ببینیم. پس چون به آن حفره مى‏رسند كشته سگى را مى‏نگرند، پس به او مى‏گوید جریان چیست؟ من انسانى را با تو مى‏دیدم حال سگ مى‏بینم، مى‏گوید او از خوارج و طرفداران ابن‏ملجم مرادى بود و قبر او را مى‏خواست پس من او را كشتم تا به این ملجم ملحق شود و خدا او را مسخ به صورت سگ نمود پس آن شرطه (پلیس) سنى، شیعه و محب على علیه‏السلام مى‏شود. مترجم ما از این بیت است كه در نجف نشو و نما یافته و از محضر آیات عظام استفاده نموده و سالها در صحن شریف به جاى والدش اقامه جماعت نموده و در سال 1392 قمرى از طرف حكومت بعث به ایران آمده و در قم رحل اقامت افكنده و تا حال حاضر در حسینیه نجفیها به اقامه جماعت اشتغال دارند.